تبليغاتX
9توی تنهایی

 

 

پایان یا طرفی
برای سطح احساس اینروزهایم
...  قابل تصور نیست .

 

 

 

سلامتیم را گرفته اند اینروزهای مسموم!

 

 


 

UNIQUE |

 

 

 

 برای م ن ،
"ت و " محصول احساس و تفکر هستی.
چیزی شبیه درد و خوشی !

 

پ.ن.: Ich Liebe Dich...

 

 

 

 

UNIQUE |

 

 

دل به هیچ چیز دیگر آرام نمیگیرد ...
دور شده از محیط زندگی .
دور ِ دور !

تا یادم بماند ...
این روزهای دوست نداشتنی،
خیالی ندارند برای " م ن " !

 

 

 

 

 

UNIQUE |

 

 

گویا زمان کشیده شده است،
اینروزهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
که معلوم نیست چقدر به طول خواهد انجامید !

 

 

 

 

UNIQUE |

 

 

اگر دیروز بود ... شاید !
ـــ
اما امروز حرفی نزد .
هیچ حرفی !

 

 

پ.ن.: گاز زدن حرفا ...
         و اینکه فردا ، امروز ِ دیروز خواهد بود ( ؟ )

 

 

UNIQUE |

 

در میان سایه های مرده ،
این همه غم  را باید تنهایی خورد !
این همه تنهایی را باید زندگی کرد .

... و گاهی چقدر دوست دارد گریه کند ،سیر .
بهانه اش تنهایی " تو " ... در آن روزهای بی خورشید .

 

 

 

 

 

UNIQUE |

 

 

پیش تر داشتیم ...
چهار کنجی در محیط دایره سرگردان خودمان .
حال میگوید :"تـو شدی شبیه فلسفه ای که هیچگاه نمیخندد!"

به گمانم کتابی خوانده باشد اینروزها ،
... ضمیر غائب را میگویم !

 

 

پ.ن.:جمله ی*"فلسفه ای که نمی خندد ".


 


ادامه مطلب

UNIQUE |

 

بی رنگ مثل آب ...

 

 

 

UNIQUE |

 

ـــ:هنوز هم  نه ؟

 ــ:میخواهد ،
   "ت و"یی داشته باشد
   که او را محتاج دوست داشته شدن کند ...

 

 پ.ن.:"ت و" شدی یه راز هیشکی اسمتُ تو حرفاش نمیخونه !

 

UNIQUE |

 

 

 

هنوز پچ پچ باران به گوش می رسید
که  دستانش را به "تـو" سپرد .
حواست هست ،
اینروزها می نوازیش با بی اعتنایی
و سرنوشتش را کمک میکنی
_ که انجام را _
به سرانجام رساند!

 

 

پ.ن.:و ...  هنـوز وجود دارد یک تردید منطقی .

 

 

UNIQUE |

 

 

 

دیگه بسه!
بیا پیداش کن ...

 

پ.ن.: آمین !

UNIQUE |

 

 

ـــ  مثل  "م ن"  در  قلب  "ت و"  !

ــ هوووم .

 

 

 

پ.ن.: اینبار نیز بهار نارنجها همه چیز را اغراق آمیز کردند!

        و "م ن" باورش ندارد هنوز ..

 

 

 

UNIQUE |

 

 

 

آروم می باره بارون ...

آروم می ری حیاط ...

آروم  زیر آسمون خدا خیس می شی ...

آروم ... آروووم می شی .

 

 

 

 

پ.ن.: ...گذشت ...دوباره تا کی  مال هم باشیم !

 

4شنبه روز  دوتاییشون،
شادی پر رنگ تر ، قطره های بارون بهاری درشت تر
4ساعت باهم بودن ، کنار هم بودن ،بدون هیچکسی !
فراموش کردن دلبستگیهای شخصی ..
بی اعتنا به رهگذران بهار نارنجهای ریخته شده تو پیاده رو رو جمع کردن !
خندیدن بدون نگرانی ...
راه رفتن بدون توجه به زمان محدود ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آجی خود یونی !

...

 

UNIQUE |

 

 

دلتنگ بودن ...

آنچنان که میگویند ،سخت نیست (؟)

فقط ،

یک لحظه هم نیست

که غم دلتنگی  "ت و " را بخورد .

 

 

 

 

 

UNIQUE |

 

 

 

 

 

 

 

پ.ن.: پست روز 18 فقط با یک دلیل (؟) حذف شد !

 

UNIQUE |

 

 

 

و

خدا

برای

ــ مـ ن ــ

که " سخت ستمکار ِ نادان "م

کافیست .

 

 

 

UNIQUE |

 

پرسه زدن در این روزها ،

باید آرامش را بدست آورد !

ولی باز می وزید سخت ، باد سرزنش  ...

 

 

 

 

UNIQUE |

 

 

 

میگوید ...

زیر گریه ، خواب رفتن هم شد کار!

دیگر نمی داند که مهم گرم گرفتن است با زندگی .

 

 

 

UNIQUE |

 

کسی نزدیکتر و عزیزتر از تپش حیات در قلب " ت و " می تواند وجود داشته باشد (؟)

                                

 

قابلیت ارتباطی یک ادراک متداول را هم دیگر ندارد ... آخر آنچه را  که باید بشنود ، و می خواهد بشنود  و برای شنیدنش دلتنگ است ...  چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد !... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد !... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد !  دیگر تحمل فکر کردن به اینکه همه چیز را می خواهی در خود نهان کنی یا که هیچکسی ارزشی را که باید ، ندارد ... را هم ندارد !!! فقط اینکه گمان می کنی در گوشه ای از این دنیای واقعی ، در درون خود با حوصله ای تمام دنیای دیگری داری . شاید توضیحش این باشد که دیگر نمی توانی راندگی و بی کسی را تحمل کنی ... یا اینکه کسی آنقدر به تو نزدیک نیست ... بنابراین اعتمادی هم نیست ! ___________________________________________________

بیاد زمانیکه می خواندی و گمان  می کردی که مخاطبی  وحال که دیگر نمی خوانی و اینبار مخاطبی .

 

 

 

UNIQUE |