امروز روز خوبی شده بود ... (؟)
یا دست کم بد نبود !
شایـد از یک حـس معمولی برخوردار بـود .
... نه ! احـساس اینکه...
انگار او را لای دری نیمه باز منتظر گذاشته اند،
را داشت.
طرح مشتاق چهره اش ناپدید نگشته...
فقط ،
فقط دیگر لبخند بیخیالی را ندارد!
پ.ن.:کمتـر لطف و توجه ابراز داشتن،خالی از لطف نیست برایش ...
♪
UNIQUE
|

گویـا
[ تمـام عمـر ]
تا به اکـنون
به این کار مشغول بـوده است!
و گاهی... فقط گاهی آرزو میکـند، .
کاش میتوانست از اینـروزها فـرار کـند
♪
UNIQUE
|

ظهر گرم و خسته زندگیش است،
لذت کودکانه اش را بایستی بیابد ...
تابستـان است آخر!!!
♪
UNIQUE
|

چقدر زمینی بنظر می رسد، نمیدوستم ...
آسمان با غبار خاک مرده !
باد کویری را که برهم زده
آرامش آبی آسمان را!
♪
UNIQUE
|

بعضی وقتها او پ.ن.: پس دلیلی برای اشک ریختن دارد ــ همان و همان بچگی ــ .
چه بچه میشود ...
♪
UNIQUE
|

پایان یا طرفی سلامتیم را گرفته اند اینروزهای مسموم!
برای سطح احساس اینروزهایم
... قابل تصور نیست .
♪
UNIQUE
|

برای م ن ، پ.ن.: Ich Liebe Dich...
"ت و " محصول احساس و تفکر هستی.
چیزی شبیه درد و خوشی !
♪
UNIQUE
|

دل به هیچ چیز دیگر آرام نمیگیرد ... تا یادم بماند ...
دور شده از محیط زندگی .
دور ِ دور !
این روزهای دوست نداشتنی،
خیالی ندارند برای " م ن " !
♪
UNIQUE
|

گویا زمان کشیده شده است،
اینروزهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
که معلوم نیست چقدر به طول خواهد انجامید !
♪
UNIQUE
|
