تبليغاتX
9توی تنهایی -

 

کسی نزدیکتر و عزیزتر از تپش حیات در قلب " ت و " می تواند وجود داشته باشد (؟)

                                

 

قابلیت ارتباطی یک ادراک متداول را هم دیگر ندارد ... آخر آنچه را  که باید بشنود ، و می خواهد بشنود  و برای شنیدنش دلتنگ است ...  چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد !... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد !... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد ! ... چیزی نیست  که نمی بایست حتی به آن بصدای بلند فکر کرد !  دیگر تحمل فکر کردن به اینکه همه چیز را می خواهی در خود نهان کنی یا که هیچکسی ارزشی را که باید ، ندارد ... را هم ندارد !!! فقط اینکه گمان می کنی در گوشه ای از این دنیای واقعی ، در درون خود با حوصله ای تمام دنیای دیگری داری . شاید توضیحش این باشد که دیگر نمی توانی راندگی و بی کسی را تحمل کنی ... یا اینکه کسی آنقدر به تو نزدیک نیست ... بنابراین اعتمادی هم نیست ! ___________________________________________________

بیاد زمانیکه می خواندی و گمان  می کردی که مخاطبی  وحال که دیگر نمی خوانی و اینبار مخاطبی .

 

 

 

UNIQUE |